حس واقعی یک مرد!

زن هنگامی که داشت در آشپزخانه صبحانه حاضر می کرد شوهرش سراسیمه وارد شد و گفت:

وای خدای من داری چی کار می کنی ؟

دارن میسوزن باید بیشتر کره بریزی وای سوختن !معلوم هست دارى چی کار می کنی؟

وای خداجون چیکار می کنی بجنب دیگه!

آخ آخ نمک ،نمک نزدی...!

زود باش باید برشون گردونی ...زود باش دیگه برشون گردون!!!!

زن که بهت زده و متعجب شوهرش را نظاره می کند میگوید : چیه فکر کردی من بلد نیستم یه نیمرو ساده رو درست کنم ؟!!!

مرد با آرامی تمام می گوید :نه عزیزم فقط خواستم بدونی وقتی رانندگی می کنم چه حسی دارم...!

/ 0 نظر / 17 بازدید